به گزارش وبلاگ روایت خون: این روزها دخترهای دانشگاه برای ارضا کردن مرض ها و هواو هوس هایشان اقدام به گذاشتن عکسهای نیمه لخت و گاه لخت خود درفیس بوک کرده اند. تاچندسال پیش شاهد کشف حجابشون بودیم و این روزها شاهد کشف لباسشون!! بعدشو نمیدونم والا قراره چیکارکنند. عقل من که بهش نمیرسه!!!!
بدختی اینه که آدرس نمایه ی خود را به پسرها یا بعضی از اساتید میدهند تا دیدن فرمایند. خب تبلیغاتهم در سطح لالیگاس!!!!!!!!
دخترانی که بی حجابی برایشان یک عقده شده است و نمیتوانند خود را در فضای واقعی ارضا کنندو نیمه لخت بگردند البته هرچند همین الان هم چندان وضیعیت خوبی ندارند وای به حال اینکه نیمه لخت هم بگردند.
اینجا دانشگاه مهد علم و فرهنگ یک جامعه… جایی که رسالتش تربیت نیروهای متخصص و متعهد برای این مملکت اسلامی است.
دخترانی که بابدترین پوشش و ارایشهای زننده به دانشگاه می آیند گویی دانشگاه را با شوی مد اشتباه گرفته اند و ازخلق خدا که هیچ از خود خداهم شرم ندارند و حیا و عفت را قی کرده اند و همه ی مسائل اخلاقی را زیرپا گذاشته اند.متاسفانه با این کار کسانی که اصلا نمیدانستند فیس بوک این خانه ی شیطان چیست و چطور استفاده میشود و چطور محیطی است حال حرفه ایی شده اند و عکس های خود را برای ملت به نمایش میگذارند.حتی گزارش شده است که یک عده آدم سودجو عکسها را برداشته و اقدام به پخش آنها با بولوتوث میکنند.گذاشتن کامنت های غیر اخلاقی برای یکدیگر و بعضا درخواست های شیطانی از مواردی است که باید برای آن تاسف خورد.این است دانشجوی جوان و علم آموز ما!! این است آن رسالتی که برعهده ی دانشجو ی جوان ما قرار دارد. خیلی از این الگوها متاسفانه از ماهواره و اینترنت نشات میگیرد و دختران هم احساساتی دچار این جوزدگی میشوند.
متاسفانه مسئولین دانشگاه هم طبق معمول خواب تشریف دارند.مسئولینی که افتخارشان این شده است که جلسه ی شورای فرهنگی میگیرند و قانون هایی وضع میکنند وپرینت آن راهم برای وزارت ارسال میکنند که اوضاع خوب است و این هم قانون های به تصویب رسیده ی ما!!! یا شایدم به قول یکی از دوستان مسئولین بدشون نمیاد اوضاع اینجوری باشه یا شایدم سرشون به کارهای بزرگ و کلان مشغوله مثلا …!!!که این کارها براشون بی اهمیته
دخترانی که اینقدر بی حیا و بی شرم شده اند که اقدام به خودفروشی خود کرده اند و یک بازار خودفروشی در دانشگاه راه انداخته اند. از آن طرف هم کم ادمهایی نیستند که از این فرصت استفاده نکنند،ازجمله بعضی از اساتید که در پستی مفصل به فساد اخلاقی اساتید دانشگاه خواهم پرداخت و یا پسرانی که غیرت را به تجاوز فروخته اند و خود را به دامهای شیطانی تن دادند. که باز در پستی دیگر به فسادهای اخلاقی دانشجویان در دانشگاه مفصلا خواهم پرداخت.
حال به نظر شما اینها میتوانند انقلاب اسلامی را بسازنند. انقلابی که خون هزاران شهید عزیز و پاک ریخته شده است و با جان و دل به دست امده است.
آیا این اقداماتی که در دانشگاه صورت میگیرد از روی رفتارهای بچه گانه است یا غرض ورزانه!؟
آیا بازهم باید بگوئیم به ظاهر نیست و به باطن است!؟
آیا این اقدامات هدفمندانه است یا کودکانه!؟
آیا وقت آن نشده است که مسئولین از خواب بیدار شوند و جلوی آن را بگیرند
اینها همه عکسهای دانشجویان دانشگاه…. در فیس بوک است.بیشتر از این از دانشگاه و نام آن نخواهم گفت چرا که دوست ندارم از تقدسش کم بشود
بماند که اینجا کجاست ولی یک زمانی بهترین اسطوره های زمان خود را تربیت کرد
سوپراستارهایی که یکی یکی پرمیزنند و میروند با تمام دردها و رنج هایی که چندین سال تحمل کرده اند.
دخترانی که نه دین میشناسند و نه دینداررا قبول دارند
نه خدارا قبول دارند و نه خود را
نه ظاهری دارند و نه باطنی
نه میبینند ونه میشنوند
نه میدانند و نه میخواهند بدانند
نه حقی میشناسند ونه حقی دارند
نه برای درس خواندن آمده اند و نه برای تولید علم
وگویی شیطان هم جلویشان لنگ می اندازد وشاگردی میکند.
——————————————————————————————————————
یک سینه درد موج میزند در دهان ما
———————————————————————
گزارش تصویری حیا از استفاده ی برخی بوتیک داران تهرانی از بوتیک های مستهجن و نیمه عریان







لینک مرتبط : آن کمربند ناهمگون! خاطره ای از خرید لباس زنانه در تهران
نویسنده ی وبلاگ " زهرا " با نوشتن خاطره ای به ضعف سیستم بازرگانی و صنف تولید و عرضه ی پوشاک کشور انتقاد کرده و در مورد دشواری های یافتن لباس های مناسب و متعارف زنانه در بازار توضیح داده است.
دیروز رفته بودم مانتو بخرم. یعنی دنبال یه مانتوی تابستونی مناسب بودم. مناسب یعنی اینکه طبق عرف معمولی پوشش مانتویی مدل تیپ ادارات. معمولا خیلی کم مانتوی تابستونی پیدا میشه که این ویژگیا رو داشته باشه. حالا از سختی پیدا کردنش که بگذریم، یه مانتو پیدا کردم که خوب بود. یعنی نسبتا نازک بود، رنگ مناسبی داشت و بلندیش هم تا کمی پائینتر از زانو بود. کمربند مانتو و روی جیبها و یقه اش یه رنگ دیگه بود. وقتی مانتو رو پوشیدم و مقنعه رو انداختم روش، دیدم که یقه و جیبش که مشخص نیست، برای همین این کمربندش خیلی ناهمگون به نظر میاد!
* به فروشنده گفتم رنگ دیگه ای برای کمربندش نیست؟ وقتی دلیلم رو گفتم اومد گفت حالا مقنعه ات هم بپوشونه بازم میتونی رنگ کمربند رو ست کنی. بعد اومد بند رو از زیر ۲ آستین مانتو در آورد به دگمه ای روش وصل کرد، اینطوری مانتو آستین کوتاه میشد، یه بند دیگه هم در طرفین مانتو بود که به دگمه ای روی مانتو در بغل وصل میشد و اینطوری میشد که مانتو از طرفین هم کوتاه میشد. بعد اشاره کرد به اینکه این بندها با کمربند ست هستن! با تعجب گفتم: اگه مانتوی آستین کوتاه و یا کوتاه میخواستم که اینهمه مدل بود، نمی اومدم سراغ این یکی! خانمه گفت: دیگه الان کدوم دختری اون مدل مانتو رو میپوشه که تو میخوای؟ چادری هم که میاد همینا رو میبره. گفتم خوب اون زیر چادر میپوشه، من که نمیتونم… خلاصه آخرش به نتیجه نرسیدیم و این شد که من مانتو رو جدا خریدم یه کمربند هم به قیمت ۶ تومن برای مانتو جدا!
* این قضیه خرید باعث شد که درباره سختی خرید یه لباس خوب هم بنویسم. اینهمه تو خیابون گیر داده میشه به یه خانم که مانتوت کوتاهه یا آستینش کوتاهه ولی اصلا مانتوی مناسب نیست که طرف بخواد بپوشه. آدم باید خیلی حوصله داشته باشه تو این گرما مغازه های مانتو فروشی رو بالا پائین کنه تا یه مدل مناسب رو پیدا کنه، اونوقت شما میای تو این چرخه به بیربطترین فرد ممکن یعنی مصرف کننده گیر میدید. همین الان یه سر پاشید برید هفت تیر ولیعصر، گاندی، جمهوری یا طرفای آزادی، بازار، اصلا هرجایی که میشه لباس خرید یه سر مانتوها رو ببینید که من راست میگم یا نه؟ و اصلا چند درصد مانتوها هستن که هم مدل مناسبی دارن که یه دختر جوان بپسنده و هم سایز مناسبی دارن و برای تابستون خوبن و اینکه در دسترسترین و ارزونترین مانتوها اصلا چه مدلین؟
* ممکنه بگید، بازار مصرف کننده رو نگاه میکنه، ولی برعکسشم هست، مصرف کننده هم بازار رو نگاه می کنه. وقتی یه چیزی زیاد دیده میشه و همه خریدن میپوشن، اونم براش همین مد میشه. این به این معنی نیست که برید مانتو فروشی ها رو پلمپ کنید و صورت مسئله پاک بشه، منظورم اینه که اگه میخواد فرهنگ سازی ای هم صورت بگیره، باید لوازم فرهنگیش هم موجود باشه که الان نیست. شما وقتی چرخه تولید و مد سازیت رو اصلاح نکردی، و لباس مناسب رو در معرض دید مصرف کننده قرار ندادی، اونم حاضر میشه ۶۰-۷۰ هزارتومن بده برای یه مانتویی که با عرفت سازگار نیست. ما هنوز نتونستیم برای همون محجبه ها هم لباس مناسب و در دسترس با قیمت خوب تو بازار بذاریم، دیگه کسی که به حجاب اعتقادی نداره و صرفا میخواد عرف رو رعایت کنه که فبها!
منبع: http://zahra-hb.com/1390/06/heterogeneous-belt/
وي با بيان اينكه فكر ميكنم توانستيم 50 درصد از مميزيها را كاهش بدهيم، افزود: من و آقاي شايسته معتقديم رسيدن به «رسوايي» از «اخراجيها» فوقالعاده است.
پدید آورنده : محمدجواد انصاری ، صفحه 50
|
|
ادامه مطلب...











